انالله و انا الیه راجعون
برادرجان هرگز فراغ ابدیت در باورم نمی گنجد .
دومین سالگرد عروج برادر عزیزم ۱۵مهر
یاران رفیق و همنفس و یار من کجاست
مردم ز غم ، برادر غمخوار من کجاست
من بیخود سینه بسی کندهام زدرد
گویید مرهم دل افکار من کجاست
دارم تنی به صورت طاووس داغ داغ
طوطی زبان نادره گفتار من کجاست
بگداختم چنانکه نشستم به روز شمع
آتش نشان آه شرر بار من کجاست
بی یار و بیکسم ، چه کنم چیست فکر من
آنکس که بود یار وفادار من کجاست
بیمار نبود آنکه غمش ساخت بیخودم
آگاهیم دهید که آن مسافرمن کجاست
با خواب نور دیده به سیلاب گریه رفت
آن نوربخش دیده بیدار من كجاست
خوب مي فهمد دل من معني تنها شدن را
معني مرگ را ، درماندگي را ، فنا شدن را
شوره زار حسرتم اي ابر محبت
دوست دارد چشمهايم آب را و دريا شدن را
روي دوشم كوله بار غمي ديرينه دارم
خوب مي فهمم آواره صحرا شدن را
آه ای فلک ز دست تو و جور اخترت
تاریک باد آینهی مهر انورت
مشمار برق آه جگر سوز من به هیچ
با خاک تیره ، گر ننمایم برابرت
شد کشته عالم و تو همان در مقام جنگ
ای تیز جنگ ، کند نگردید خنجرت ؟
اي تلخ کام تا چند جهان را کنی هلاک
هرگز تهی نمیشود از زهر ساغرت
سد داد خواه هر طرفی ایستاده لیک
دست که میرسد به عنان تکاورت ؟
کشتی مرا ز کینه به تیغ زبون کشی
گویا نشد دچار کس از من زبون ترت
بگسل طناب خیمهی لعبت که سوختم
زین بازی ملال فزای مکررت